محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

307

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فايدهء استقرار قلب به جانب ايسر صدر آن است كه : چون كبد به جانب ايمن است و اين به حرارت خود ، آن جانب را گرم دارد و قلب [ بايد ] مايل به طرف ايسر باشد تا اين نيز به حرارت خود ، اين جانب را گرم دارد و اعتدال در جانبين حاصل گردد . و رنگ آن سرخ رمّانى به رنگ خون متين متولّد از آن است . [ غشاء آن ] ، صلب و ليف آن قوى و غضروف آن كه به جانب قاعده و بيخ آن اتّصال يافته [ و ] صلب به منزلهء عظم و غشاء آن صلب ؛ براى آن كه دور از قبول آفات باشد و حفظ و امساك حرارت غريزى و روح حيوانى و قوّت آن را به احسن وجهى نمايد . غشاء آن كه آن را غلاف و شفّاف قلب نامند ، محيط بر تمام آن است و چسبيده نيست به تمام آن ، بلكه از جانب قاعدهء آن چسبيده است ؛ براى سهولت انبساط آن . و فايدهء غضروف آن : استقامت آن ، و استخراج شرائين از آن ، و دخول نسيم بارد و خروج بدان است به احسن وجوه . و فايدهء اذن قلب - يعنى دو گوش آن - آن كه در ايصال خون در جوف آن و در دخول و خروج نسيم بارد و بخارهاى دخانى ، معدّ و ممدّ و معاون آن باشد . و هرگاه قلب منقبض گردد ، آن هر دو نيز منقبض گردند و چون منبسط شود ، منبسط گردند . انقباضشان جهت دفع بخار دخانى حارّ و حبس خون ، و انبساطشان جهت جذب نسيم بارد و جذب و قبول و حفظ خون است . [ فايده ] : بدان كه « جالينوس » و محقّقين اطبّاء ، مجراى ميان هر دو بطن قلب را « دهليز » و منفذى مىشمارند و اكثرى ، آن را نيز يك « بطن » على حده و مجموع را سه بطن مىدانند ؛ مانند بطون دماغ . و از هر يك [ از ] اين‌ها ، خون را نضج و اعتدال و قابليتى براى توليد روح است . و ببايد دانست كه در هر حيوانى كه دلِ [ او ] بزرگ‌تر باشد و حرارت آن كم‌تر ، آن دلير و شجاع بود و مِقدام بر حروب و شكار و غيرها ؛ مانند شير مادّه و طيور شكارى مادّه . و هر حيوانى كه دل آن كوچك و حرارت آن بسيار باشد ، نيز شجاع و دلير مىباشد و ليكن اقدام بر حركات بسيار نمىتواند نمود و به زودى متأثّر مىگردد ؛ مانند